تبليغاتX
محیط زیست شهری (URBAN ENVIRONMENT)

                                    


              شهر نشينان در كانون برخي از مهمترين مسائل زيستمحيطي هستند . امروزه توجه به محيط زيست شهري و توسعه بوم شناختي شهري تولدي دوباره يافته است . مردم دريافته اند كه پيوند شهر و محيط هاي وحش جدائي ناپذير است .


انسان در سراسر جهان هر روز بيشتر بصورت يك گونه شهر نشين در مي آيد . در امريكا 70% مردم در 3% وسعت خشكيهاي كشور و 80% در شهر ها زندگي مي كنند . اكنون بيش از 50% مردم جهان در شهر ها زندگي مي كنند . حدود 80% مردم كشورهاي توسعه يافته در شهر ها زندگي مي كنند و حتي براي فقير ترين كشورهاي در حال توسعه اين رقم 20% است .


نه تنها جمعيت انسان هر روز شهر نشين تر مي شود بلكه رشد سريعي نيز در مورد مناطق مادر شهري عظيم با جمعيت ده ميليون نفر به چشم مي خورد .


در سال 1950 فقط دو مورد از اين گونه نواحي وجود داشت . نيويورك 5/12 ميليون نفر و لندن 4/12 ميليون نفر . در سال 1975 شهرهاي مكزيكو سيتي لوس آنجلس توكيو شانگهاي و سائو پلوي برزيل به اين فهرست اضافه شدند . اكنون بيشتر از 20شهر بزرگ در جهان وجود دارد ( ابر شهر ) .


در بيشتر كشورها قسمت اعظم ساكنان شهري در بزرگترين تك شهر كشور زندگي خواهند نمود . براي بيشتر مردم در آينده زندگي در يك محيط با كيفيت به معني زندگي كردن در شهري است كه تاًمين محيط زيست آن با دقت اداره شده باشد .


در كشورما ايران حدود 20% جمعيت كشور در تهران زندگي مي كنند . و عمده فعاليت دولتي سياسي اداري و تجاري در اين ابر شهر است .


 


شهر بعنوان يك نظام (System)


 


                   


 


                 يكي از راههاي بهبود اداره محيط يك شهر آن است كه شهر بعنوان يك نظام بوم شناختي ( Ecological System )   )) مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد.


شهر نيز مثل هر نظام حيات بخش ديگر مي بايد يك جريان انرژي را تاًمين كند . منابع مواد لازم را فراهم آورد و شيوه هايي براي دفع ضايعات خويش داشته باشد . اين كاركردها ي اكوسيستم شهر از طريق حمل و نقل و ارتباطات با محيط هاي اطراف تاًمين مي گردد .


 


شهر يك نظام خودكفا نيست بلكه به شهر هاي ديگر و مناطق روستائي وابسته است . يك شهر مواد خام خويش از غذا آب چوب انرژي و كاني ها و خلاصه آنچه را كه جامعه انساني مصرف مي كند از مناطق روستائي اطرافش مي گيرد و در عوض كالاهائي را توليد و صادر مي نمايد .


اگر شهر يك شهر بزرگي باشد كه فعاليتهاي زيادي در آن صورت گيرد نوآوريها ، افكار ، اختراعات و هنر نيز صادر و روحيه تمدن را عرضه ميدارد . شهر نمي تواند بدون پشتوانه يك ناحيه روستائي موجديت داشته باشد . همان طور كه 50 سال پيش از اين نيز در كتب و نوشته ها موجود است و بيان شده شهر و روستا يك پيكرند . شهر و روستا يك سيستم همبسته جريان انرژي و ماده اند و نه دو چيز متفاوت از هم .


 


جريان انرژي و مواد در شهر


            شهر به لحاظ اينكه يك نظام است مي بايد بعنوان بخشي از اكوسيستم شهر روستا عمل كند . با ورود انرژي و مواد و چرخش دروني و خروجي ضايعات حرارتي و مواد زايد گردش نموده و مثل هر اكوسيستم طبيعي با چرخش مواد مي تواند نياز به ورود مواد و ضايعات را كاهش دهد .


اگر محيط زيست اطراف شهر تنزل كند محيط زيست  شهر نيز قطعاً تنزل مي نمايد و بلعكس . شهر ها به مناطق روستائي خود ضايعات از جمله آب ، هوا ، جامدات آلوده نيز صادر مي كند . تخمين زده مي شود هر شهر نشين متوسط در يك جامعه صنعتي سالانه 150000ليتر آب  1000كيلو غذا 3000كيلو سوختهاي فسيلي بصورت مستقيم و غير مستقيم مصرف مي كند و 200000ليتر فاضلاب 660كيلو ضايعات جامد و 200كيلو آلاينده هاي هوا توليد مي كند . اگر اين مواد بدون مراقبت كافي به محيط روستائي صادر شود آنرا آلوده كرده و قابليت مناطق روستائي در تاًمين منابع ضروري شهر را نيز كاهش مي دهد و زندگي در مناطق روستائي را ناسالم و نامطبوع مي كند .


             با توجه به اين همكنشي بين شهر و روستا و مناطق اطراف جاي تعجب نيست كه چرا رابطه مردم شهر و روستا اغلب تنش آلوده بوده است . روستائيان مي خواهند بدانند كه چرا آنها بايد با ضايعات مررم شهر سر و كار داشته باشند . پاسخ آنست كه بسياري از مسائل زيست محيطي مادر برخورد بين مناطق شهري و روستائي روي مي دهد . نفع مردم حومه شهر در آن است كه محيط زيست مناسبي را براي شهر تاًمين كنند و نظام خوبي را براي اداره منابع شهر فراهم آورند .


اگر چه ساختمانهاي شهر به انسان احساس كاذبي از ايمني مي دهد اما بايد دانست كه شهر ها هرگز از محدوديت زيست محيطي رهائي ندارند . لوئيس مامفرد مورخ شهري مي گويد :


؛ شهر به انسان توهمي از خودكفائي ، استقلال و تداوم فيزيكي القا مي كند اما ايمني مذكور تصوري بيش نيست .


 


شهر بعنوان يك محيط زيست و ارتباط آن با طراحي شهري


 


               وضعيت زيست محيطي بر توسعه و اهميت شهر ، بخصوص در مورد حمل و نقل و دفاع بشدت اثر مي گذارد . آبراهه ها از نظر حمل ونقل اهميت بسياري دارند . شهر ها بخصوص در زمانهاي گذشته و قبل از پيدايش قطار ، اتومبيل و هواپيما وابسته به حمل و نقل آبي بودند . اكثر شهر ها ي اوليه بركنارهء ابراهه ها يا نزديك آن قرار داشتند . تمام شهر ها ي مهم در عصر امپراتور روم در نزديكي آبراهه ها واقع شده بودند از آن پس نيز تاًثير آبراهه ها بر موقعيت شهر ادامه يافته است .


اگر شهر ها اغلب در نقاط مهم و تعيين كننده ديگري از نظر حمل و نقل  نباشند حول يك محور بازار ، يك معبر رودخانه و يا يك دژ رشد يافته اند .


شهر ها خصوصيات سرزمين را تغيير مي دهند پس رابطه ي بين جنبه هاي زيست  شناختي و فيزيكي محيط را دگرگون مي كند. بسياري از اين تغييرات بصورت جنبه هائي از آلودگي مديريت آب و اقليم بحث  و بررسي مي شود .


 


آلودگي شهر


 


                                                                                                      


                  در شهر همه چيز از جمله آلودگي بصورت متمركز وجود دارد . شهر نشينان بيش از روستائيان در معرض انواع بيشتري از مواد شيميائي سمي با تراكم بيشتري قرار دارند . همچنين سرو صدا ذرات معلق ناشي از فعاليتهاي صنايع در شهر ها بيشتر است . زندگي در اينگونه محيطها مخاطره انگيز است . بالاترين ميزان مرگ و مير سرطانها بيماريهاي لاعلاج در شهر هاست .


 


 



اقليم در شهر ها


 


               شهر ها براقليم خود اثر مي گذارند . همراه با تغييرات شهر آب و هواي آن نيز تغيير مي كند ( مقايسه تهران قديم با تهران جديد ) . وجود ساختمانها و سازه هاي بلند از حركت هواي شهر جلوگيري مي كند . وزش باد نيز در شهر ها كمتر از مناطق غير شهر ي است . ساختمانهاي شهر به باد جهت مي دهند و لذا گاه تونل باد بوجود مي آيد و باد در آن با سرعت بسيار حركت مي كند . جريان واقعي هوا در اطراف يك ساختمان تحت تاًثير ساختمانهاي مجاورش قرار مي گيرد .


بنابراين جريان كل هواي شهر نتيجه روابط بين همه ساختمانها ست . در طراحي يك ساختمان جديد شكل و رابطه آن با ساير ساختمانها بايد در نظر گرفته شود كه متاًسفانه اين موضوع در نظر گرفته نمي شود . ايجاد باد هاي خطرناك در اطراف ساختمانهاي بلند حتي پنجره ها را مي كند .


شهر ممكن است كمتر از نواحي روستائي آفتاب دريافت كند زيرا مقدار ذرات معلق هواي شهر به رغم كاهش آفتاب گرمتر از نواحي مجاور است ( جزاير حرارتي ) اين وضع هم به علت توليد بيشتر حرارت ( بر اثر مصرف سوختهاي فسيلي ) و سابر فعاليتهاي صنعتي است و هم به دليل اينكه ساختمانهاي فراوان و زمينهاي پوشيده از آسفالت و امثال آن بعنوان جمع كن حرارت خورشيد عمل مي كنند .


 



 


آب در محيط شهري :


               ساخت شهر هاي جديد بر چرخه آب بشدت تاًثير مي گذارد . اين آثار نيز خاك و در نتيجه گياهان و جانوران شهري را تحت تاُثير قرار مي دهد .


قسمتهاي فرش شده خيابان و ساختمان مانع نفوذ آب به زمين مي شود و در نتيجه قسمت عمده ي آب مستقيماً به سيستم سيل گيرهاي شهري روان مي گردد . سطوح سخت شهر از تبخير آب خاك به هوا سپهر جلوگيري مي كنند . در اكوسيستم هاي طبيعي تبخير روش مهمي در خنك كردن سطح است .


روكش هاي سطح آسفالت احتمال سيلهاي بالقوه را درون شهر بالا برده و رواناب شهر به مناطق بيرون را افزايش مي دهد  ، در نتيجه احتمال سيل در پائين دست بالا مي رود . رطوبت نسبي هوا در شهرهاي عرضهاي ميانه شمالي عموماً كمتر از 2% در زمستان و 8% در تابستان از مناطق روستائي همجوار است .


ميزان بارندگي محلي در شهر ممكن است بيشتر از اطراف باشد زيرا ذرات غبار موجود در هواي بالاي شهر ها امكان چگالش و تشكيل قطرات آب را فراهم مي آورد . برخي از نواحي شهري 5 تا 10 درصد بارندگي بيش از مناطق روستائي همجوار دارند و پوشش ابر و مه آنها نيز بيشتر است ، بخصوص مه در زمستان مشكل آفرين است و ممكن است رفت و آمد زميني و هوائي را مختل كند .


اكثر شهر ها يك شبكه زير زميني يكپارچه ي فاضلاب دارند . طي اوقات بي باران يا كم باران اين شبكه ها فقط فاضلاب را جمع آوري مي كند اما طي دوره هاي بارندگي سنگين ، رواناب نيز با فاضلاب مخلوط مي گردد و مقدار آن ممكن است از ظرفيت تصفيه خانه ي فاضلاب فراتر رود .


در نتيجه در جريان باران هاي سنگين فاضلاب بدون تصفيه كافي به پائين دست منتشر مي شود . ايجاد شبكه كاملاً جديد و جداگانه ي مخصوص رواناب در شهر هاي موجود بسيار گران تمام خواهد شد . لذا بايد بدنبال راه حل هاي ديگري رفت . مك هارگ طراحي با طبيعت را پيشنهاد مي كند .


مشكل سيلاب و بار اضافي سيستم فاضلاب در مورد بسياري از شهر ها كه در دشتهاي سيلابي ساخته شده اند بيشتر از ساير نقاط است . دشتهاي سيلابي بعلت زمين مسطح ساخت و ساز در آن صورت گرفته و بصورت يك مقر در مي آيند .


 


خاك در شهر ها :


               تاًثير ات شهر هاي جديد بر خاك بسيار سنگين ا ست . قسمت عمده خاك با بتون ، آسفالت و سنگ پوشيده مي شود . از اين پس خاك پوشش طبيعي گياهي خود را ندارد و تبادل طبيعي گاز بين خاك و هوا نيز بشدت كاهش مي يابد . چنين خاكي مواد آلي خود را از دست مي دهد زيرا اين مواد امكان تجزيه از طريق پوشش گياهي را ندارند .


موجودات زنده خاك بر اثر نبود اكسيژن و غذا مي ميرند . فرآيند ساخت و ساز و وزن ساختمانها خاك را مي فشرد و جريان آب را در آن محدود مي سازد . احتمال بسيار دارد كه خاك شهر فشرده شده و نسبت به آب باران غير قابل نفوذ ، فاقد مواد آلي باشد .


 


آلودگي و شهر :


            همانطوركه قبلاً ذكر گرديد شهر نشينان در مقايسه با مردم روستاهاي مجاور و در معرض تراكم بسيار بالاتري از اكثر آلاينده ها قرار دارند . برخي از اين آلاينده ها از خودرو هاي موتوري سرچشمه مي گيرند . از سوختن بنزين اين خودرو ها سرب و از دود كش آنها اكسيد هاي ازت ، ازون و منو اكسيد كربن و ساير آلاينده ها منتشر مي شود . كانونهاي ثابت نيرو نيز آلاينده توليد مي كنند . وسايل گرمايي خانه نيز كانون سوم توليد ذرات معلق ، اكسيد هاي گوگرد ، اكسيدهاي ازت و ساير گازهاي سمي هستند .


صنايع چهارمين كانوني هستند كه انواع متنوعي از مواد شيميايي را به هوا اضافه مي كنند . گرچه حذف هر گونه تماس با آلاينده ها ي شهري غير ممكن است اما با طراحي برنامه ريزي و توسعه و عمران بسامان مي توان مقدار تماس با آلودگي ها را كاهش داد مثلاص از وقتي كه سرب به بنزين اضافه شد تماس با سرب در نزديكي جاده ها بيشتر از مناطق دور از جاده گرديده است . با جاي دادن خانه ها و محيط هاي تفريحي به دور از جاده ها و ايجاد منطقه اي حايل يا سپر از درختان مقاوم به اين آلاينده  پوشيده باشد مي توان تماس با ان را كاهش داد . درخت اين گونه آلاينده را جذب مي كند و ميزان انتشار آنها را كاهش مي دهد بعلاوه اين منطقه حايل درختكاري شده از ميزان سرو صدا در مناطق مسكوني نيز مي كاهد .


 


آوردن طبيعت به شهر ها :


                  چطور مي توانيم طبيعت را به شهر ها بياوريم . اين مشكلي است كه همه طراحان و برنامه ريزان شهري با آن مواجه اند . همه مي انديشند كه به چه ترتيب گياهان و حيوانات را بصورت جزئي از چشم انداز شهر درآورند . ( آرشيتكت ها مهندسين فضاهاي سبز متخصصين محيط زيست و )


اين فعاليت بصورت مجموعه اي از حرفه ها و تخصص ها از جمله جنگلداري شهري زمين آرائي ( معماري منظر ) طراحي شهري مهندسي شهري و تكامل يافته است .


براي آوردن طبيعت به شهر ها بايستي مسئله اقليم خاك آثار عمومي وضعيت شهر ي نظير سايه اندازهاي ساختمانهاي بلند بر يكديگر و آلودگي خودرو هاي موتوري را در نظر بگيرند .


 


پوشش گياهي در شهر ها :


 



                    كاشت درخت بوته و گل به زيبائي شهري مي افزايد  . گياهان نيازهاي مناطق مختلف را به شيوه هاي متفاوتي تاًمين مي كنند . درخت تاًمين سايه مي كند و اين خود نياز به استفاده از كولر را كاهش مي دهد و رفت وآمد در روزهاي داغ را مطبوع مي نمايد .


سبزينه پارك محل آرامي براي تماشا و تاًمل فراهم مي كند و درخت و بوته مي تواند برخي از سرو صداي شهر ها را سد كند و در  شكلهاي پيچيده و ساختمانهاي جالب آن احساس خلوت نشيني به وجود آورد . بعلاوه گياهان زيستگاه حيات وحش نيز هستند و از جمله پرندگان و سنجابها را كه در چشم بسياري از شهر نشينان جذاب و دلپذير مي نمايند در خود پناه مي دهند . برخي از گونه هاي درختان در شهر مفيد ترند و موفق تر از بقيه هستند . درخت مطلوب شهري درختي است كه نسبت به همه تنشهاي شهري مقاوم باشد . هيچونه ميوه برگ يا گل سمي و كثيف كننده كه نيازمند پاكسازي باشد بوجود نياورد ( توت و ژينكو ) . در اكثر شهر ها فقط معدودي از گونه ها ي درختان براي درختكاري خيابانها مورد استفاده قرار مي گيرند . گاه فقط از يك گونه واحد مثل نارون كه ممكن است براحتي بيماري يا آفت آنرا از پاي درآورد . شرط عقل آنست كه انواع بسياري از درختان در شهر استفاده شوند تا در صورت شيوع گسترده بيماري يا حمله آفت از مرگ آنها جلوگيري گردد .


معمولاً گياهان وحشي كه در شهر ها بخوبي عمل مي كنند آنهائي هستند كه ويژه محيط هاي آشفته يا مراحل اول توالي بوم شناختي هستند .


 


 


حيات وحش در شهر ها :


         در شهر ها بيشتر انواع حيات وحش بجز پرندگان و برخي پستانداران آرام مثل سنجاب آفت تلقي مي شوند ( مار بزمجه و ) در شهر ها حيات وحش زيادي وجود دارد ولي اغلب توجه ما را جلب نكرده اند و الان در دنيا ديدگاهها بسمتي كه مي گويد محيطهاي شهري را مي توان طوري تغيير داد  كه زيستگاه انواع ديگري از حيات وحش كه مردم از آنها لذت مي برند مي توان باشد .


بطور كلي حيات وحش در شهر ها را مي توان در 4 دسته زير قرار داد :


1-     حيات وحشي كه در محيطهاي شهري دوام نياورده و از بين مي روند .


2-     حيات وحشي كه در محيطهاي ديگر بهتر عمل مي كنند اما در محيطهاي شهري نيز تاب مي آورند


3-     حيات وحشي كه با محيط شهري سازش كرده و براي انسان مفيدند يا بي تاًثيرند


4-     حيات وحشي كه خيلي موفقند و بصورت آفت در مي آيند . ( موش سوسك و )


 


 


اثر انسان بر محيط زيست شهر:


 


             پس از بوجود آمدن شهرها در اراضي كشاورزي از لحاظ توسعه اولين لطمه را به محيط اطراف خود وارد مي سازند . با توجه به اينكه تهيه غذا يكي از اركان فعاليت موجودات زنده مي باشد انسان در مورد توسعه جامعه اش با تصور بي انتها بودن امكانات اكولوژيكي و پيروي از غالب شدن جامعه هاي پيشرفته بر جامعه هاي غير پيشرفته و بهره مند شدن از منابع غذائي دور دست نسبت به از دست دادن اراضي پر ارزش كشاورزي بي تفاوت و بدون مسئوليت رفتار نمود .


اولين گروه موادي كه انسان از محيط پيراموني خويش تهيه كرده و از آن استفاده مي نمايد موادي مي باشند كه براي متابوليسم او لازم مي باشند . اين مواد عبارتند از آب و غذا كه اجازه رشد و توليد بافت را به او مي دهد و انرژي لازم براي فعل و انفعالات شيميائي و حركت را توليد مي كنند . نحوه استفاده از اين مواد در بدن بصورت ژنتيكي و بيولوژيكي كاملاً شناخته شده است و ليكن نحوه دفع زائدات و مواد و موجودات از بين رفته بستگي به آداب و رسوم و نحوه اجتماعات گوناگون دارد . بازده متابوليك ( Metabolic Turnover ) يك انسان را مي توان بشرح جدول ذيل محاسبه نمود :


 


 













































 


جذب


 


 


گرم


 


دفع


 


گرم


پروتئين


80


آب


2542


چربي


150


اجسام


61


كربوهيدرات


270


دي اكسيد كربن


928


اجسام و املاح


23


ساير مواد آلي ( CO,H2,CH4,NH3, Organic Compound


54


آب


2220


 


 


غذا


523


 


 


اكسيژن


872


 


 


 


 


با توجه به جدول فوق مي توان زائدات حاصله از متابوليسم جمعيت يك شهر را بدست آورد و براي توسعه هاي آينده نيز محاسبه نمود . بعنوان مثال براي شهر تهران در سال 1382و 10 سال بعد  زائدات ناشي از متابوليسم انساني بشرح جدول ذيل خواهد بود :


 

























بازده تحولات متابوليكي انسان


جمعيت تهران در سال 1382


( 10ميليون نفر )


جمعيت تهران در سال 1392


( 20ميليون نفر )


 


آب


 


 


اجسام جامد


 


 


دي اكسيد كربن


 


 


مواد و تركيبات آلي ديگر


 


 


 


 


ارقام حاصله در جدول فوق  اوزاني است كه فقط مصرف غذائي انسان  است و ساير فعاليتهاي وي شامل استفاده از انرژي هاي مختلف مانند سوختهاي فسيلي جهت توليد گرما ، حمل و نقل ، بحركت درآوردن تكنولوژي و ماشين آلات ، شستشو و مصارف آبياري انسانها مي بايست بصورت جداگانه محاسبه گردند . علاوه برتمامي موارد فوق زندگي شهري  توليد زباله فراواني مي نمايد كه جمع آوري و دفع آن نيز يكي از مسائل محيط زيست شهري است . مقدار متغيير زباله شهري كه با تغيير يافتن فرهنگ و امكانات مصرفي يك شهر تغيير مي يابد هميشه با افزايش ( حداقل 2 درصد ) در سال روبرو است . زائدات صنعتي نيز به هر سه فرم گاز ، مايع و جامد به جمع عوامل مخرب محيط زيست حاصله از فعاليت انسان شهر نشين پيوسته و هر كدام بصورت منفرد و بصورت گروهي با اثر گذاردن بر روي عوامل آب ، هوا و خاك به تغيير و آلوده كردنشان پرداخته ، كه آنان نيز به نوبه خود اثرات منفي را به اكولوژي منطقه و اکو سیستم هاي موجود همجوار منتقل ساخته و موجب از بين رفتن و يا عدم كارآئي معقول آنان مي گردند .


انسان شهر نشين مبداً اصلي توليد تمام اين آلودگي ها و تنها عامل مصرف و بهره برداري كننده اصلي از آب و خاك و هوا مي باشد . لذا نهايتاً ضرر و زيان هاي ناشي از رفتار غير معقولانه و بي توجهي به محيط زيست متوجه خود او خواهد گرديد .


 


 


         اثرات زيانبار آلودگي هاي زيست محيطي اگر چه از صورت اپيدمي امراض خطرناكي مانند وبا و طاعون راه بسياري پيموده است و ليكن آلودگي هوا امروزه بر موجودات زنده شهري اعم از پير و جوان و نباتات و حيوانات اثرات مرگباري داشته كه از كنترل خارج گرديده است و همه روزه شهروندان نسبت به ايجاد آن همگام حركت مي كنند . مسائل مربوط به الودگي اب ، هوا خاك و فاضلاب زائدات صنعتي و دفع زباله شهري به تفصيل در فصل آلودگي هاي زيست محيطي شهرها مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد .


 


بطور كلي اكثر شهرهاي ما از ديدگاه زيست محيطي داراي آلودگي هاي زير هستند :


     1.      افزايش فزاينده آلودگي هوا منتج شده از مصرف سوختهاي فسيلي بصورت ترافيك وسائل نقليه موتوري ، منابع گرمايشي ، انواع سوختهاي ديگر واحدهاي توليدي و صنعتي داخل يا خارج شهر


       2.         آلودگي منابع آبهاي سطحي كه مستقيماً تحت تااًثير مصارف و كاربري هاي صنعتي و مسكوني شهري واقع گرديده اند .


     3.      آلودگي خاك كه خود متاُر از آلودگي آب و هوا و دفع زائدات مي باشد . خاك در اثرآلودگي ها بصورت هاي عدم حاصلخيزي ، شور شدن ، ذخيره و عبور دادن مواد آلوده كننده از خود به سفره هاي آب زير زميني و فعل و انفعالات موجودات زنده اش موجب راه دادن مواد مضر و آلوده كننده به غذاي مورد مصرف انسان و حيوان مي گردد .


       4.         آلودگي صوتي كه اثراتش بر اعصاب و روان شهروندان كاملاً مشهود مي باشد .


     5.      توليد فزاينده مواد زائد و زباله ها و فاضلابها ي شهري ، مسكوني و صنعتي كه كنترل ، جمع اوري و دفع هر يك از مسائل مهم زيست محيطي شهر ها مي باشد .


     6.      تراكم جمعيت كه همانند ضريبي بر شدت كنش متقابل بين جامعه شهري و محيط طبيعي عمل مي نمايد . علاوه بر آن اثرات روحي و رواني ازدياد جمعيت و كمبود فضا هاي متناسب باعث تكوين مسائل اجتماعي پيچيده اي مي گردد . اين نوع مسائل بيشتر پنهاني بوده و حتي زماني كه شروع به خود نمايي مي كنند ممكن است بصورت مسخ شده و بدور از اصل خود نمايان گردند .


كمبود فضاي باز و آزاد زاييده بسياري از مسائل رواني و اجتماعي است . اثرات آن در كليه طبقات و واحدهاي كوچك و بزرگ شهري از داخل واحد خانواده تا در فضاهاي عمومي بوضوع ديده مي شوند . شايد براحتي بتوان گفت كه اثرات تراكم جمعيت جدا از كميت آلوده سازي محيطيش داراي جنبه هاي اجتماعي در سطح شهر نيز بوده كه شايسته پرداختن و در اولويت قرار دادن آن در مورد طرحهاي توسعه شهري خواهد بود .


 


 


كليات شرايط اكولوژيك بستر طبيعي شهرها


 


                                 انسان بصورت عامل برهم زننده نظام پيچيده نظامهاي زيستي مابين عناصر جاندار و بي جان درآمده است . وقوف به توانائي انسان در بهم زدن فرآيند هاي طبيعي باعث شده است كه به علم اكولوژي توجه بيشتري شود .


بهره برداري انسان شهر نشين از محيط و منابع طبيعي و قدرت و نحوه تخريب او هم رديف فاجعه هاي بزرگ طبيعي مانند سيل و زلزله است . نظام صنعتي و شهر نشيني مجبور است اين قدرت را بطور فزآينده اي افزايش دهد . در غير اينصورت مجموعه نهادهاي اقتصادي او كه بر پايه رشدهاي مجهول القوه بنا گرديده قادر به ادامه حيات نخواهد بود . به اين ترتيب ماشينها همواره سريعتر و سريعتر مي چرخند و بهمان نسبت ترخ بهره برداري از منابع طبيعي افزايش مي يابد . تا جائي كه امروزه صحبت از نرخ بهره برداري از منابع طبيعي با نرخ مجهول القوه به ميان آمده است . بهره برداري از منابع طبيعي با يك چنين نرخي موجب ايجاد نوعي بي عدالتي در حيات نسلهاي آينده مي گردد . امروزه مشخص گرديده است كه منابع طبيعي مورد بهره برداي انسان كه از آن بهره برداري مي كند بي حد و مرز نيست و روزي به پايان خواهد رسيد . قديمي و ساده ترين بهره برداري انسان از طبيعت بصورت كشاورزي بوده و همراه با پيدايش و افزايش فزاينده توليدات اضافي در بخش كشاورزي ، زمينه براي پيشروي ، تجارت ، ارتباط جوامع و ايجاد شهرها و جاده ها و غيره بوجود آمده است .


تبديل روستاها كه در ميان و يا حاشيه اراضي كشاورزي قرار گرفته اند به شهر و گسترش آنان باعث از بين رفتن اراضي مرغوب كشاورزي گرديده است . درجه دگرگون سازي طبيعي توسط فعاليتهاي كشاورزي تقريباً برابر با نيروي بازسازي طبيعت مي باشد .


سرعت و دگرگوني ايجاد شده توسط جامعه هاي شهري و صنعتي بسيار سريعتر از سرعت نيروي بازسازي طبيعي بوده و عمل بازسازي بخاطر دارا بودن ماهيت اكولوژيكي آهسته صورت مي پذيرد . ارتباط بين تمدن صنعتي و شهر نشيني با محيط داراي پنج ركن حائز اهميت است كه عبارتند از ماده ، انرژي ، فضا ، زمان و تنوع كه همگي از انواع منابع مي باشند . عدم توجه به اركان فضا ، زمان و تنوع همچون توجه به ماده و انرژي بعنوان منبع باعث بوجود آمدن مشكلات انسان و محيط زيست مي گردد .


فضاي لازم براي گسترش و توسعه و دوره هاي زماني و طول عمر پايداري ساختارهاي بشر در دهه هاي اخير بيشتر مورد بررسي قرار گرفته ليكن به اهميت تنوع بعنوان يك منبع ارزشمند توجه چنداني ننموده است . انسان با ساده سازي و كم تنوع ساختن محيط  ، خود را در مقابل خطرات اقتصادي و زيستي آسيب پذير نموده است . اين بدان معناست كه پايداري اكوسيستم ها كمتر شده و بدليل اختلالاتي چون آفت ، تغييرات آب و هوا ، آسيب پذيري آنان در مقابل نوسانات افزايش مي يابد . انسان با بالابردن تراكم حيوانات و نباتات مورد احتياجش فقط تعدادي از گونه ها را افزايش داده و در عوض از تعداد گونه هاي حيواني و گياهي بومي كاسته است . ساده سازي بيش از از اندازه جوامع در زيستگاههاي حاشيه اي همچون مناطق كويري و نيمه خشك موجب افزايش خطر و صدمه زدن به حشرات ، پستانداران و علفخواران بصورت آفت شده و بالاخره بايستي به چند گونه گياه باقي مانده بسنده كرد .


 


 


 


پايداري زيست بوم و هدايت فضاهاي طبيعي شهر


 


 


         سالانه مبالغ هنگفتي از شهرداري هاي صرف توسعه و نگهداري فضا هاي طبيعي در شهر ها مي گردد . اين در حالي است كه پرسنل و تجهيزات زيادي در اين حيطه مشغول انجام وظبفه بوده تا نمادهاي طبيعت را همچون دم مسيحايي در كالبد بي روح و خشك بتن و آهن شهر بدمد و به آن جان ببخشد .


پايداري زيست بوم شهري يعني تداوم حيات در يك زيست بوم شهري كه لازم است فرد ، جمعيت ، گونه هاي گياهي و جانوري و حتي گونه هاي منفرد از طريق همكنشي سياري از موجودات ميسر شده و از طريق محيط فيزيكي و شيميايي با يكديگر كنش متقابل نمايند .


آوردن طبيعت به شهر و آرايش نمادهاي طبيعي در زيست بوم شهر وظيفه طراحان شهري است و ايشان بايستي بدانند كه به چه ترتيب گياهان و حيوانات ( نمادهاي طبيعت ) را بصورت جزئي از چشم انداز ( Landscape) شهر درآورند .


رشته هائيكه بر روي هدايت فضاهاي طبيعي شهر در اين زيست بوم پيچيده اصرار مي ورزند را مي توان در دسته بندي زير جاي داد :


-          جنگلداري شهري


-          معماري منظر


-          طراحي شهري


-          مهندسي شهري


اين رشته ها بايستي در دستور كار معاونت امور شهري و فضاي سبز شهرداريها كه متولي حفظ و توسعه فضاهاي طبيعي شهر هاست قرار و مورد عنايت باشد .


 


 


پايداري فضا هاي طبيعي


 


بايد آگاهي بيشتري نسبت به ويژگيهائي كه به پايداري طرح مي انجامد و پويائي سيستم و ساخته هاي مديريتي كه اين پويائي سيستم و ساخته هاي مديريتي كه اين پويائي را در نظر مي گيرند پيدا كنيم .


وقتي براي پايداري فضا هاي طبيعي تصميم مي گيريم بايستي سه هدف را دنبال نمائيم :


۱-               بايد بتوانيم رشد جمعيت انساني را كنترل كنيم .


۲-                موجب رشد اقتصادي شده و فوايد اين رشد را به نحو مناسبي توزيع كنيم تا نيازهاي اوليه انسان را براي جمعيت حال و نسلهاي آينده برآورده سازد .


۳-                در اثر گذاشتن بر محيط زيست از حدود مطوئن خارج نشويم .


 


 


راه حل پايداري زيست بوم :


         براي پايداري زيست بوم شهر تهران بايستي ظرفيت زيستي و حامل اين ابر شهر را سنجيد و با تمام قوا به حفظ ، توسعه و توزيع مكاني مناسب آن آن همت گمارد . در اثر اجراي طرحهاي عمراني شهر سازي ، توسعه فضائي شهر و ساخت و سازهاي بي رويه تخريب باغات و فضاهاي طبيعي خصوصي در سالهاي قبل اثرات منفي شديدي به اين زيست بوم وارد شده است به نحوي كه با توسعه فضاهاي سبز در توزيعي مناسب و استاندارد تا حدي مي توان به جبران خسارت وارده اقدام نمود .


با گذشت زمان تغييرات مثبت و منفي در ظرفيت حامل كه مي تواند براي اندازه گيري عملي بودن فعاليتهاي مديريت بكار رود و مورد توجه جدي مسئولين و دست اندر كاران مديريت شهري در بخش حفظ و توسعه و نگهداري فضا هاي طبيعي قرار گيرد .

+ نوشته شده توسط تورج امینی در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت 11:33 |
 

                   تلقي عموم مردم دنيا از مسائل ترافيكي طي سالهاي اخير تغيير كرده است . در كشورهاي صنعتي ، حساسيت و نگراني در مورد آثار سوء حمل و نقل درون شهري و برون شهري روي محيط زيست ( آلودگي محيط و هوا ، از بين بردن زيبائي هاي طبيعت ، سرو صدا و نظاير آنها ) افزايش يافته است .   در شرايطي كه شهرها روز به روز توسعه مي يابند اين نياز احساس مي شود كه مسائل مربوط به حمل و نقل و ترافيك و تبعات اقتصادي و اجتماعي آن در زندگي بشري با نگرشي تازه ارزيابي گردد .

براي تحليل تاثير آزاد راه بر محيط زيست متغيير هاي زيادي را بايستي مورد توجه قرار دهيم . ساختار اقتصادي و مالي ، مسكن ، تسهيلات جامعه و حمل و نقل و ترافيك از جمله مسائل مهمي هستند كه نقش با اهميتي دارند . بعلاوه آلودگي صدا و هوا تفيك محله ها ايجاد سپر و مانع در محله و عوامل بصري و زيبائي شناختي هم در اثرات يك آزاد راه بر محيط زيست اهميت دارند .

سرو صداي ايجاد شده از آزادراه :

در اغلب حوزه هاي شهري منبع اصلي توليد سرو صداي محيطي ، ترافيك اتومبيلها است كه در خيابانها توليد شده و در سطح وسيعي پراكنده مي گردد . با استفاده از متغيير هاي زير مي توان سرو صدايي را كه توسط يك آزاد راه تازه بوجود مي آيد برآورد كرد :

U        سرعت وسايط نقليه

U       حجم وسايط نقليه

U       فاصله ميان آزاد راه و ناظر

U       شكل بندي آزادراه و وجود بناهاي مانع

 

در تفسير سطوح سرو صدا ي ترافيك كه با دسي بل بيان مي شود بايد توجه داشت كه تغيير 10dba در سر و صدا مشابه تصوير ذهني نصف يا دو برابر شدن صداي بلندي صداست . بعبارت ديگر صدايي كه بنظر ميرسد بلندي آن دو برابر صداي ديگر است بايد سطح فشار 10dba بزرگتر از ديگري داشته باشد و صدايي كه 20dba  بيشتر از اولي است عموماً بايد 4 بار بلند تر از آن باشد . از طرف ديگر تفاوت 1 يا 2 dbaميان صداهايي كه ويژگيهاي مساوي دارند براي بيشتر ناظران قابل تشخيص نيست .

منحنيهاي سرو صدا براي نشان دادن تغييرات سرو صدا در محيط به هنگام شب و با فرض خالي بودن اطراف آزادراه از هرگونه بنا و ساختماني ترسيم شده اند . اين منحني ها از 40 الي 60dba متغيير هستند . شكل نشان دهنده دامنه و وسعت تاًثيراتي است كه آزادراه باقي مي گذارد ، به ويژه در حالتي كه همسطح يا برآمده باشد .

 

در معيارهاي مركب براي طراحي يك بزرگراه سه وضعيت را در نظر مي گيرند :

?   وضعيت بدون تاًثير :

در اين حالت سرو صداي ايجاد شده توسط آزاد راه بيش از 5 dba نبوده و پائين تر از معيارهاي طراحي قرار دارد . اين وضعيت سرو صداي ناشي از آزاد راه اظهار نظر و واكنش ناچيزي را در افراد جداگانه موجب خواهد شد .

?   وضعيت تاًثير مختصر

به شرايطي گفته مي شود كه سطح سرو صدا ي ازاد راه حدود 5 تا 15 dba بالاتر از سطح موجود يا كمتر از dba   5  بيشتر از معيارهاي طراحي باشد . در اين وضعيت برخي افراد به اظهار نظر و واكنش عليه سرو صدا ي توليد شده توسط آزاد راه برخواهند خاست ، ولي واكنش گروهي نامحتمل است .

?   وضعيت تاًثير شديد

وضعيتي كه سطوح سرو صداي آزاد راه بيش از 15 dba بالاتر از معيارهاي طراحي باشند . در اين شرايط سرو صداي ازاد راه موجب واكنشهاي شديد از سوي افراد و گروهها خواهد شد .

 

 

 

 

تاُثيرات آلودگي هاي هوا ي آزاد راه برشهر :

با احداث يك آزاد راه در يك ناحيه ، وسائط نقليه و آلودگي هاي توليد شده توسط آنها به تمركز بيشتر جغرافيائي گرايش پيدا مي كنند . با اين وجود الگوهاي ترافيك حركت آزاد وسائط نقليه در آزاد راه بر عكس الگوي تقف حركت معمول در خيابانها ممكن است در كل به كاهشي در مواد آلوده كننده منجر شوند . مقدار و شيوه پخش مواد الوده كننده به ميزان زيادي تاًثيرات محلي اين آلوده كننده ها را تعيين مي كند . به منظور تعيين بهتر الگوهاي پراكندگي ، مطالعات زير بايستي صورت گيرد :

1-    جهت و سرعت باد غالب نسبت به موقعيت آزاد راه

2-    شكل بندي عمومي ناحيه و زميني كه آزاد راه از ميان آن مي گذرد .

3-    ويژگيهايي كه موجب جلوگيري از پراكندگي مواد آلوده كننده توليد شده و تمركز آنها در نواحي مجاور آزاد راه مي شوند .

 

+ نوشته شده توسط تورج امینی در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 15:22 |

 

                                                                                              

بهبود شرایط زیستی شهرها مستلزم اقدامات و تدابیر زیر است :

 

  • . تعیین حد مطلوب جمعیت برای هر شهر با توجه به امکان تهیه آب  و دیگر نیازهای ضروری و در حد کفایت .
  • . استقرار بجا و متناسب فعالیتهای تولیدی و صنعتی با رعایت مسائل زیست محیطی بخصوص  در زمینه انواع آلودگی ها .
  • . پیش بینی شبکه های حمل و نقل کارآمد .
  • . انتخاب الگوی استفاده از انرژی پاک ( الکتریستیه و گاز ) .
  • . ایجاد و گسترش فضای سبز با توجه به وسعت شهر و تعداد جمعیت .
  • . کاربرد روشها و سیستم های صحیح جمع آوری و بازیافت زباله و دفع فاضلاب .
  • . ایجاد و توسعه مراکز فرهنگی و تفریحی .
  • . توجه به روابط متقابل بین شهر و روستاهای مجاور و انتخاب مکانیزم مناسب برای برقراری این ارتباط .
+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 17:4 |

¤    در اطراف شهرها بايستي كمر بند سبز ايجاد شود ، فاجعه است كه شهرها بدون برنامه ريزي به هم متصل شوند .

¤    تلاش نمائيم پاركها به پاركينگ تبديل نشوند .

¤  سرعت مخلوق قرن ماست و انسان را از زيبائي محروم مي كند براي حداكثر بهره وري از فضاي سبز بايستي معابر داخل فضاهاي سبز را با انحنا و طولاني طراحي نمائيم تا سرعت بكندي در آنها جريان يابد و انسان از فضاهاي سبز بيشترين بهره را ببرد .

 

 

 

¤  توجه به پارکهاي محله اي در افزايش سطح فرهنگ جدي گرفته شود ، پاركهاي محله اي بايستي مثل يك واحه باشند در ميان كوير و به مردم محله آرامش ببخشند .

¤  بزرگترين وظيفه يك شهر بوجود آمدن نوع بخصوصي از زندگي اجتماعي است كه در آن ارتباط ميان ( من و تو ) مطرح باشد و پاركهاي محله اي اين شرايط را بوجود مي آورند .

¤    براي استفاده از فضاي سبز بايستي به درآمد مردم توجه شود .

¤  به نقش و اهميت فضاي سبز به شكل حلقه ارتباط دهنده در شهر توجه گردد . فضاي سبز مي تواند رابطي باشد كه گذشته از تعديل فضاي اكولوژيكي شهر مي تواند نقش توازن محيط شهري و يا كاربري اراضي را نيز بدنبال داشته باشد .

¤  شادابي و زنده بودن پاركهاي محله اي عملكرد شهرداريها و فرهنگ مردم مرحله و تعلق  خاطر آنها به محيط زيست شان را نشان مي دهد . اين پاركها بايستي مورد توجه جدي مديران امور شهري واقع شوند و هر چه بيشتر رسيدگي گردند .

¤  تا آنجائيكه مي توانيد در فصل برگ ريزان برگ درختان را جمع نكنيد و بگذاريد مردم محله از راه رفتن و صداي خش و خش برگها لذت ببرند .

¤    در كنار هر پارك بايستي محلي براي دفن برگها ، چمن هاي چيده شده و . باشد تا آنها به كمپوست تبديل شوند .

¤  هيچگاه سرشاخه هاي  ناشي از هرس درختان را دور نريزيد و از آنها براي تبديل به چيپس كه كاربرد زيادي بعنوان مالچ پاي درختان دارد استفاده نمائيد .

¤  از كنده هاي درختان و شاخه هاي هرس شده جهت طراحي ميز و صندلي و پرچين استفاده نمائيد  . اين مسئله طبيعت را به شهر مي آورد .

¤  با توجه به كمبود و يا بالابودن قيمت زمين براي توسعه فضاي سبز در شهرها به توسعه فضاي سبز عمودي به  كاشت پيچكها با روشهاي علمي و فني  بپردازيد .

¤  با توجه به روند صنعتي شدن و آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از جمعيت نقش فضاي سبز در بهبود كيفيت محيط زيست شهري بسيار برجسته است ، بنابراين در اين زمينه فعاليت هاي اقتصادي زيادي از جمله توليد گياهان شهري صورت مي گيرد بايستي دقت شود گياهاني كه براي توسعه فضاي سبز در شهر مي خواهيم از آنها استفاده نمائيم منطبق با شرايط ادافيكي و اكولوژيكي زندگي در شهر باشند و گياهان توليد شده در مراكز روستائي مدتي در قرنطينه شهري نگهداري و سپس كاشته و مورد استفاده قرار گيرند .

 

+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 15:46 |
<IMG style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 172px" height=197 alt="" hspace=0 src="http://i6.tinypic.com/14tbmn9.jpg" width=212 align=baseline border=0>                                     <IMG style="WIDTH: 173px; HEIGHT: 173px" height=152 alt="" hspace=0 src="http://i5.tinypic.com/14tbn7q.gif" width=213 align=baseline border=0>
+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 15:18 |
+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 11:38 |
آلودگی هوا در شهرها
+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 10:57 |

   2     توسعه و تجهيز وسايل نقليه عمومي شهري مناسب جهت كاهش دادن وسايل نقليه شخصي در سطح شهر .

   2     استاندارد كردن سوختهاي مصرفي و افزايش توليد و مصرف بنزين بدون سرب

   2     ايجا د بزرگراه و پلهاي هوايي و تونلها براي جلوگيري از ترافيك و تسريع حركت اتومبيلها

  2   جلوگيري از تردد وسايل نقليه دود زا و فرسوده توسط مقامات مسئول و اجرا معاينه فني و تنظيم موتور و سرويس به موقع اتومبيل به نحو مطلوب .

   2     كنترل حركت موتورسيكلتهاي دودزا و جلوگيري از تردد آنها در سطح شهر

   2     بكار گيري دستگاههاي كنترل كننده به منظور جلوگيري از انتشار آلوده كننده هاي ناشي از فرآيند صنايع در هوا .

  2   گسترش كامل شبكه گاز رساني در سطح شهر كه كاهش مصرف سوختهاي سنگين را در بر دارد و باعث كاهش غلظت آلودگي مي شود .

   2     جلوگيري از سوزاندن زباله و برگ درختان در محدوده شهر

   2     توسعه فضاي سبز و نگهداري آن

   2     كنترل جمعيت شهرها و جلوگيري از مهاجرت بي رويه .

   2     اندازه گيري و پايش آلاينده هاي هوا در نقاط معين شهر هاي بزرگ و مراقبت دائم از ميزان افزايش آن و كنترل لازم .

  2   تحقيق و بررسي مسائل بهداشت هوا توسط سازمانهاي پژوهشي كشور به منظور دستيابي به اهداف كنترل آلودگي هوا در ارتباط با سلامت انسان .

+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 10:13 |

نسبت دادن نام دزد بر بازیافت کنندگان غیر رسمی زباله حاکی از فقدان برنامه ریزی شهری  و زیست محیطی در عرصه مدیریت مواد زائد جامد شهری است . بازیافت کنندگان غیر رسمی زباله ‌- بخشی از نیروی کار ذخیره شده در شهرها هستند که متوجه ارزش مصرف باقی مانده در زباله بوده و از آن به درستی استفاده می کنند در حالی که سازمان مدیریت شهری توانائی انجام این وظیفه را ندارد زیر مدیریت آن بر مبنای مدیریت زیست محیطی شکل نگرفته است .

+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 10:5 |
+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 9:53 |

شهر ظرفی است که شهروندان با روابطشان ‌- نیازهایشان - خواسته هایشان - سلیقه ها و ... مظروف آن هستند . حقوق شهروندی - حس امنیت و ایمنی - حس از خود بودن و با خود داشتن - حس با خود بودن و در عین حال با دیگران زیستن و ... همگی فضایی را در شهر می سازند که می توان آن را حیات مدنی خواند . در چنین حیاتی است که رابطه ای مستقیم بین جسم و جان و بین کالبد و روان شهر برقرار می شود . این رابطه مستقیم و آن حیات مدنی و زندگی شهری زمانی معنا پیدا می کند که مدیریت شهری - شهروند را بعنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر در برنامه ریزی - طراحی و تصمیم گیری و مدیریت به حساب بیاورد .

+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 9:24 |

امروزه کمتر شهری در جهان وجود دارد که دارای پهنه هایی از بافت های  فرسوده  نباشند . گاه این بافتهای فرسوده شامل بافتهایی از یک شهر می باشند که دارای ارزشهای فرهنگی و تاریخی بوده و احیاو بهسازی آنها برای حفظ هویت شهر امری اجتناب ناپذیر است . و گاه بافتهای فرسوده شامل مناطقی از شهرها می شوند که بدون هیچ برنامه مشخصی توسعه یافته و خارج از ضوابط و اصول شهر سازی وبصورت غیر قانونی  ساخته شده و اکنون بصورت کاملاٌ فرسوده گردیده است .


درصورتیکه احیا و بازسازی بافتهای شهری صورت نگیرد ارزشهای کیفی حیات و محیط زیست در آنها رو به افول گذاشته و نهایتاً همچون لکه های سیاهی در قلب شهرها باقی خواهند ماند .


گذر زمان ، تغییر شیوه زندگی ، بی توجهی مردم و مسئولین همه از دلایلی است که باعث می شود یک بافت شهری واجد شاخصهای فرسودگی گردد . ناپایداری بناها و عدم رعایت آئین نامه ها و دستورالعملهای مربوط به زلزله در ساخت بناها ، مشکلات زیست محیطی ، کمبود خدمات و سرانه ها ، تراکم بالای جمعیتی و عدم رعایت تفکیکی ها از جمله مولفه هایی است که بافت فرسوده با استفاده از آن تعریف و مشخص می گردد .


هدف اصولی و عمده ٌ هر فرایند سالم سازی محیط ، بهبود بخشیدن به سلامت و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان است . در این پروژه نیز ما در این راستا گام برمی داریم .


در کشور ایران هم اکنون در 90 شهر کشور بیش از 40 هزار هکتار بافت فرسوده وجود دارد .در این بافتها زندگی جریان دارد . وجود فضاهای سبز و پرندگانی که در میان درختان لانه گزیده اند و کیفیت هوا نشانه هایی از وضعیت محیط زیست این محلات است .اما رفته رفته این محیط رو به افول گذاشته و با فرسودگی بیشتر کیفیت زندگی افت کرده و لازم است با توجه به شاخص های بهبود کیفیت محیط زیست با یک برنامه ریزی بر مبنای اصول زیست محیطی به بهسازی این بافتها همت گمارد


 


برای برنامه ریزی محیط زیست در احیا و بهسازی بافتهای فرسوده لازم است معضلات زیست محیطی این بافتها کاملاٌ شناخته شده و راه کار های اساسی برای حل این معضلات پیشنهاد گردد. عواملی همچون معابر تنگ که حمل و نقل را دشوار می سازد، مشکلات دفع مواد مواد زائد جامد شهری و پسماندها را بوجود می آورد و کم بودن سرانه های فضای سبز از جمله این مشکلات هستند که بایستی شناسائی شده و راهکارهای مناسب ارائه گردد .


عمده ترین شاخص های توسعه در بافتهای فرسوده عبارتند از :


1-    شاخص های کالبدی


2-    شاخص های عملکردی


3-    شاخص های زیست محیطی


4-    شاخص های اقتصادی ، اجتماعی


روان بخشی یا بازسازی بافتهای شهری عبارتست از تجدید حیات بافتها و بخشهایی از شهر که به دلائل تغییرات اجتماعی ، اقتصادی در آستانه فرسایش و یا متروک شدن قرار گرفته اند .


اهمیت بازسازی و نوسازی در آن است که غالباً این بافتها دارای ویژگیهای تاریخی – قومی – سنتی – مذهبی و فرهنگی بوده و پیوند عمیقی با تمدن و تکامل آن دارند ولی شهرهای نوین غالباٌ بر اساس ضوابط معماری و شهر سازی بوجود آمده و فاقد این ارزشها هستند .


مراحل روانبخش


1-    شناخت بافتهای فرسوده یا نیازمند روانبخش


2-    بررسی و کشف علل فرسودگی بافتهای شهری یا تغییر عملکرد آن


3-    رفع مشکلات این بافتها و دادن زندگی به آنها


4-    حفظ ارزشهای معماری ، فرهنگی ، سنتی این بافتها


5-    تاٌمین نیازمندیها و خدمات جهت رفاه سکنه ای که در آن زندگی می کنند .


 


محیط زیست شهری و بافتهای فرسوده :


 


نظر به اینکه این نوع محلات از تاٌسیسات بهداشت شهری مناسب برخوردار نمی باشند از مسائل عمده ای که  در بازسازی این محلات مورد توجه قرار می گیرد –دفع فاضلاب – چگونگی دفع آبهای سطحی – مدیریت مواد زائد جامد شهری  و پیش بینی فضای سبز لازم و حل مسائل مربوط به حمل و نقل شهری است . دادن حیات و بوجود آوردن انطباق با شرایط جدید زندگی و ایجاد زیر ساختهای شهری منطبق با بافتهای سنتی از مسائلی هستند که در برنامه ریزی محیط زیست مورد توجه قرار می گیرند .


 


هدف اصولی و عمده هر فرآیند سالم سازی محیط ؛ بهبود بخشیدن به سلامت و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان است . طراحی ؛ تدوین و بکار گیری برنامه ریزی بر مبنای شاخص های زیست محیطی ابزار فوق العاده ارزشمندی جهت ارزیابی اعمال و سیاست ها ؛ ایده ها ؛ طرحها و ابتکارات مختلف هستند . بر این اساس در برنامه ریزی محیط زیست برای حفظ کاربری موجود در یک بافت فرسوده و یا تغییر آن شاخص های کیفیت محیط زیست مد نظر قرار می گیرند و معیارهای لازم برای سلامت زیست محیطی بدست خواهد آمد .


در این تحقیق معیارهای سالم سازی محیط مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به اینکه بافتهای فرسوده عموماً دچار معضلاتی هستند که در اکثر بافتهای از این نوع یکسان است و اصلی ترین آن هم مربوط به کیفیت پائین ساخت و ساز و قدمت زیاد ساختمان است مقایسه ای از نظر برنامه ریزی شهری صورت گرفته خواهد شد .


 


عمده ترین فرضیه های ما به قرار زیرند :


-        در بافتهای فرسوده کیفیت محیط زیست پائین است .


-        بافتهای فرسوده شهری عمدتاٌ موجد آلودگی های زیست محیطی هستند .


-        عدم رعایت مقررات و ضوابط شهر سازی در ساخت و ساز ها و ضعف برنامه ریزی شهری بافتهای فرسوده فاقد کیفیت محیط زیست مطلوب نموده است .


شاخصهای محیط زیست در بافتهای فرسوده در شهرهای مختلف متفاوت است .


 


 


روشها و ابزار تحقیقMethodology


 


1-    استفاده از نرم افزار GIS برای شناسایی بافتهای فرسود در پهنه های پیش بینی شده .


2-    روشهای توصیفی


3-    روشهای تحلیلی


منابع ( References   )


+ نوشته شده توسط تورج امینی در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 9:26 |