شهر ظرفی است که شهروندان با روابطشان - نیازهایشان - خواسته هایشان - سلیقه ها و ... مظروف آن هستند . حقوق شهروندی - حس امنیت و ایمنی - حس از خود بودن و با خود داشتن - حس با خود بودن و در عین حال با دیگران زیستن و ... همگی فضایی را در شهر می سازند که می توان آن را حیات مدنی خواند . در چنین حیاتی است که رابطه ای مستقیم بین جسم و جان و بین کالبد و روان شهر برقرار می شود . این رابطه مستقیم و آن حیات مدنی و زندگی شهری زمانی معنا پیدا می کند که مدیریت شهری - شهروند را بعنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر در برنامه ریزی - طراحی و تصمیم گیری و مدیریت به حساب بیاورد .
+ نوشته شده توسط تورج امینی در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت
9:24 |
